تفسیرعرفان از هستی تفسیری با نگرش یگانه گی همه چیزاست وبر خلاف فلاسفه

که متافیزیک و جهان ماده را جدا از هم می دانند عرفان همه را ناشی از وجود

یگانه و هستی بخش می داند.فیلسوف به دنبال جهان عقلی مانند جهان عینی است

وعارف تنها به حقیقت هستی و هستی آفرین می اندیشد.واین جز از راه دل میسر نمی شود واز همین رو در دید گاه عرفان .پای استدلالیون چوبی و بی تمکین است.

ادبیات عرفانی در تاریخ ادبیات  جایگاهی انکار ناپذیر دارد ودر سیر این تاریخ نمی توان از آن غافل بود .

شفیعی کدکنی از عرفان به هنر دینی یاد می کند

هانری کربن فرانسوی از راه عراق به ایران می آیدوپیش از حیرانی دروادی عرفان ایرانی بلندی های زاگرس اورا شگفت زده می کندواو درگریز از فلسفه های پوچی دل به ایران فلاسفه وعرفان می بندد.وازاین شگفت زده است که چگونه این مردم باحکمت ومیراث عرفانی خود وداع نگفته اند

.نخستین زمزمه های عرفانی را نو افلاطونیان در گریز از تیغ کلیسای غرب به جندی شاپور می آورندونهضت ترجمه که از عهد ساسانی در جندی شاپور شروع می شود در عصر اسلامی وبه دوره خلفای عباسی ادامه می یابد

واین بوعلی سینا است که افلاطون و ارسطورا به اروپایی های تازه از قید قرون وسطی رهایی یافته باز می شناسد.

ودردوره اسلامی علاوه برمیراث حکمت خسروانی ایرانیان ومکتب نو افلاطونی نهج البلاغه تاثیری عمیق بر ادبیات عرفانی میگذاارد

 

.وبه شخصیت های تاثیر گذاروصاحب آثار ا این وادی  باید اشاره کرد:

 

-حسن بصری که متوفای 110هجری است وکتاب رعایت حقوق الله اوبه عنوان نخستین کتاب تصوف مورد نظر بوده ودر دانشگاه آکسفورد نگهداری می شود.

- ابراهیم ادهم که اورا پادشاه بلخ دانسته اند و تحت تاثیر صوفیه به عرفان می گراید ومولوی

ازا و در مثنوی یاد کرده است.

 

ملک برهم زن تو ادهم‌وار زود

تا بیابی هم‌چو او ملک خلود

خفته بود آن شه شبانه بر سریر

حارسان بر بام اندر دار و گیر

قصد شه از حارسان آن هم نبود

که کند زان دفع دزدان و رنود

او همی دانست که آن کو عادلست

فارغست از واقعه آمن دلست

عدل باشد پاسبان گامها

نه به شب چوبک‌زنان بر بامها

لیک بد مقصودش از بانگ رباب

هم‌چو مشتاقان خیال آن خطاب

نالهٔ سرنا و تهدید دهل

چیزکی ماند بدان ناقور کل

پس حکیمان گفته‌اند این لحنها

از دوار چرخ بگرفتیم ما........

 

جنید بغدادی این عارف از نهاوند ایران بر خاسته به خاطر زندگی در بغداد جنید بغدادی نام گرفته است .

ذوالنون مصری عرفان را وارد دایره رمز وراز می کند.-

-منصور حلاج از شیراز برخاسته وبه هند سفر داشته است و کار های اعجاب انگیز او که از هندوان آموخته در عرفان ایرانی جنجال می آفریند.تا آن جا که به کفر متهم می شود وحافظ علت مرگ اور افشای اسرار می داند :

گفت آن یار کزو گشت سر دار بلند

جرمش آن بود که اسرار هویدا می کرد

شبلی خرقانی و ابوالسعید ابوالخیر در قرن چهارم و پنجم از مشهور ترین عرفا هستند . کتاب اسرارالتوحیدوحالات و سخنان ابوالخیر را نزدیکان او گرد آوری کرده اند

در قرن ششم عین القضات نام آورترین عرفا  وصاحب  تمهیدات ونامه هایی  در نثر فارسی است

 

وسر انجام محی الدین ابن عربی که کتاب فتوحات مکیه اورا بزرگترین مرجع عرفان دانسته اند اود راندلس به دنیا آمده و به سال 638در دمشق از دنیا می رود با محی الدین عرفان وارد مرحله جدید و تکاملی خود شده است.

 

 (عرفان ابن عربی عرفان نظری و عرفان حب و به اصطلاح عشق است. او به راستی بنیانگذار عرفان نظری در اسلام است و اصل الاصول عرفانش عشق و وحدت وجود است. یعنی که مدارهستی بخش و حقیقت هستی حق تعالی است و جز او حقیقتی و وجودی نیست. البته رگه‌هایی از وحدت وجود در آثار عارفان پیش از وی همچون ابوسعید ابی الخیر و حلاج و دیگران دیده می‌شود ولی آنها اکثراً وحدت شهودی بودند نه وحدت وجودی. عارف وحدت شهودی در نهایت مسیرش به جایی می‌رسد، که جز خدا چیزی نمی‌بیند. «رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند» ولی نهایت نظر و سپهر عارف وحدت وجودی این است که جز خدا اصلاً وجودی و موجودی نیست. )

  تذکره الاولیای عطار نیشابوری نیز در قرن هفتم به شرح حال عرفا می پردازد

کتابی عرفانی است به نثر ساده و در قسمت‌هایی مسجع، در شرح احوال بزرگان اولیا و مشایخ صوفیه به فارسی، نوشتۀ فریدالدین عطار نیشابوری. این کتاب مشتمل است بر مقدمه و ۷۲ باب که هریک به زندگی، حالات، اندیشه‌ها و سخنان یکی از عارفان و مشایخ تصوف می‌پردازد، و ذکر مکارم اخلاق، مواعظ و سخنان حکمت‌آمیزشان در این کتاب آورده شده است.

نخستین باب به حالات و سخنان جعفر صادق اختصاص یافته است، و باب هفتاد و دوم به حسین بن منصور حلاج (متوفی ۳۰۹). دست‌نویسهای معتبر تذکرةالاولیا تا قرن دهم هجری، شامل همین ۷۲ باب است، اما پس از قرن دهم فصل‌های دیگری با عنوان «ذکر متأخران از مشایخ کبار» بر این کتاب افزوده شده که حالات و سخنان ۲۵ تن از عارفان قرن‌های چهارم و پنجم را دربر دارد.[۱] در این کتاب از کسانی چون اویس قرنی، ابراهیم ادهم، رابعه عدویه، ابوحنیفه، شافعی، احمد حنبل و محمد باقر یاد شده‌است.

عطار در مقدمۀ کتاب نحوۀ گزینش و تألیف مطالب را به‌روشنی بیان کرده است . بنا بر این مقدمه، نقلها و روایتهای تذکرةالاولیا التقاطی از مطالب کتاب‌های دیگر است. از آثار صوفیانۀ مهم و مشهور مربوط به اواخر قرن چهارم تا پایان قرن ششم، چند اثر با احتمال زیاد ممکن است مأخذ نقل‌های مؤلف تذکرةالاولیا  باشد که  ازاین میان کشف‌المحجوب هُجویری   از منابع عطار بوده، زیرا عطار برخی از مضامین آن را با عبارات روان‌تر و رساتر آورده است.

اشعار او عراقی و دارای مفاهيم بلند عرفانی است.

آرامگاه عطار در نيشابور

غزل زيبايی از او را می‌خوانيم:

درد بر من ريز

آتش عشق تو در جان خوش‌تر است
جان ز عشقت آتش‌افشان خوش‌تر است

هر که خورد از جام عشقت قطره‌ای
تا قيامت مست و حيران خوش‌تر است

تا تو پيدا آمدی پنهان شدم 
زان‌که با معشوق پنهان خوش‌تر است

درد عشق تو که جان می‌سوزدم 
گر همه زهر است از جان خوش‌تر است

درد بر من ريز و درمانم مکن 
زان‌که درد تو ز درمان خوش‌تر است

می‌نسازی تا نمی‌سوزی مرا
سوختن در عشق تو زان خوش‌تر است

چون وصالت هيچ‌کس را روی نيست
روی در ديوار هجران خوش‌تر است

خشک‌سال وصل تو بينم مدام
لاجرم در ديده طوفان خوش‌تر است

هم‌چو شمعی در فراقت هر شبی
تا سحر عطار گريان خوش‌تر است

وعرفان درشعر شفیعی کدکنی و عصر نوآوری شعر فارسی:

 

 در آینه دوباره نمایان شد


با ابر گیسوانش در باد
باز آن سرود سرخ اناالحق
ورد زبان اوست
تو در نماز عشق چه خواندی ؟
که سالهاست
بالای دار رفتی و این شحنه های پیر
از مرده ات هنوز
پرهیز می کنند
 نام تو را به رمز
 رندان سینه چاک نشابور
در لحظه های مستی
 مستی و راستی
 آهسته زیر لب
 تکرار می کنند
وقتی تو
 روی چوبه ی دارت
خموش و مات  بودی
 ما انبوه کرکسان تماشا
 با شحنه های مامور
مامورهای معذور
همسان و همسکوت ماندیم
خاکستر تو را
باد سحرگهان
هر جا که برد
مردی ز خاک رویید
در کوچه باغ های نشابور
 مستان نیم شب به ترنم
آوازهای سرخ تو را باز
ترجیع وار


زمزمه کردند
نامت هنوز ورد زبان هاست