تبليغاتX
....شعر وادبیات.......


....شعر وادبیات.......

علی رضاکرمی - خرم آبادی

رهایی در ادبیات ایران ودفاع از آن تنهااز عصر مشروطه آغاز نمی شود  که ریشه در خیزش مزدک ومانی دارد .مزدکیان و مانویان که کشتار شده اند

موبدان زرتشتی که خود بانیان نقص در آیین زرتشت هستند جز خوانش خود از دین چیزی نمی پذیرند . و پس از امپراتوران هخامنشی تادوره ساسانیان و بیشتر در دوره ساسانیان قدرت دوم هستند که دستور کشتار نو اندیشان دینی مزدکی و مانوی را می دهند . حال آن که زرتشت از ظهور سوشیانث رهایی بخش پس از خود خبرداده . که دین آوردو.......

نوشته شده در چهارشنبه دوم دی 1388ساعت توسط علی رضاکرمی(خرم آبادی)| |

آبان ماه امسال را با باران شروع کردیم وهوای پاییزی خرم آباد تا ده درجه کاهش پیدا کرد ..........

باران یعنی برکت  و نوید چاپ کتاب شعر من به نام در یا و شاید رمان درخت معجزه شماهم برای من دعا کنید  و چند خط از به نام دریا:

درخت

از شعله می شکفد

 دل واپس هزار ترانه از یادرفته

کنار خواب باروت

وزمینی

سوخته رویای انار

میوه خدای جنگ وخون

کبوتر بابونه به منقار

پیامبر صلح

وکودکان خنده

بی خیال روزی که دست روزگار ازهم جداشان می کند

بی یارای چشم گشودن به سال های سخت

روزهایی از دلهره سنگ

وترس سرکشی دزدان دریایی

وهی غروب آب های دور

آفتاب  برآمدن از پیاله شرابی

 

نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت توسط علی رضاکرمی(خرم آبادی)| |

شفیعی کدکنی با معرفی بیدل دهلوی به عنوان شاعر آینه ها به با ریک بینی و ظرافت های کار او می پردازد که پس از آن شاعران  حوزه هنری دردام سبک هندی وبیدل گرایی افراطی می افتند و به تقلید او به حیرت ونهیلیستی  که به گمان بعضی عرفانی است می پردازند واین به جایی راه نمی برد وبرای همین غزل که رویکرد اصلی این شاعران است در ایستایی ورکود خود می ماندودر عوض نوآمدگان جریان شعر به دنبال آن چه گریز از کلام موزون در خیال سنت زدگان است راهی دیگر می روند چرا که تنها باتکیه برپرواز خیال و وموسیقیای کلام می توان به دریایی از شعر های ناگفته رسید 

وجریان مدرنیته شعر فارسی در قالب سپید همچنان به  روال پو یای خود ادامه می دهد

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت توسط علی رضاکرمی(خرم آبادی)| |

غرب سرگشته گی وانحطاط را اشپنگلر از جنگ جهانی اول بر سرزبان ها انداخت  با کتابی با همین عنوان انحطاط غرب وبعداز آن پایان دوره مدرنیته  و سرآغاز پسامدرن را دیگر روشنفکران غرب مد می کنند ..

وهمین غربیان تاریخ را در پسامدرنی که خود تعریف می کنند به پایان می رسانندچرا که درپسامدرن رویایی غرب سرمایه داری پایان تاریخ است آنها در وهم ساختار گریز خود از پیوند حلقه های تاریخی فاصله گرفته اندو پسامدرن رهایی انسان را به مسخره گرفته و آن را ناممکن می داند.

پسامدرن در وهم خود سیاست را با پیروزی بزرگ خود کنار می نهد وهم ازاین رو انبوهی از هنر و ادبیات بی قید وبند و سر شار از ابتذال را رقم زده است

وبر خلاف ایده پسا مدرن ها انسان به سمت شادمانی پیش که نرفته  هیچ بلکه بسیار سترگ و ستیزه جو شده است واین یعنی ایستادن  در برابر قدرت بی شکستی که پسامدرن آن را سرمایه داری می داند

پسامدرن دعوی ادبیات بازی های زبانی دارد و برای نظم بخشیدن به متون خود چاره ای جز بیان پسا سا ختار گرایی هم ندارد واین ما را به سمت متن های آزاد وبی قید دستور زبان و آرایه ها می برد.

واتوپیای شاعرانه ای که تاریخ وحقایق تلخ و حکایت های سر کوب  وخون ریزی هایش را در اذهان به فراموشی می سپرد

تنها به سمت مطالعات فرهنگی و ارتبا طات جمعی رفتن خود نوید رهایی از مکاتبی است که رهایی را در قاموس بشریت و غرب انحطاط یافته ناممکن خوانده اند .

ساده ترین راه  مطالعه بومی فرهنگ ها ااست وباز سرایی ابیات شبانی وحتی شعر شاعران ناشناخته بومی که جهان دیگری  از داده های فرهنگی رقم بخورد و باز گشت به این شعر اوکتاو یو پاز که هر اتاقی مرکز جهان است

واین بومی شدن بازگشتی به خانه پدری اخوان ثالث نیست بلکه رویکردی بومی به پس از مدرنیته است چرا که پسا مدرن هم  می خواهد از این همه مدرن مدرن خواندن ها به سمت قرائت دیگر برود و پوست بیاندازد وما دنبال تعبیری خودمانی ومتکی بر فرهنگ بومی از این

پس از مدرنیته هستیم ودر غرب نیز پست مدرن ها به بازخوانی فرهنگ ها روی آورده اند

نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت توسط علی رضاکرمی(خرم آبادی)| |

ناصر غلامرضایی با ساخت فیلم های خون بس ونامزدی چهره ای  روستایی وسنت زده از لرستان ارائه می دهد واگر استفاده درست از زبان لری برای این کار گردان نکته مثبتی باشد باید گفت که در داستان های امروزی هم می توان اززبان مردم لرستان به طور صحیح استفاده کرد .

امادر کل غلامرضایی نه تنها سنت های غلط را رد نمی کند بلکه به بیننده القا می کند که این سنت ها اصیل است  مثلا باوجود قانون باید چند نفر بیگناه هم قربانی در گیری های عشیره ای و تقاص شوند ودر نامزدی هم باید یک جوان باهمه سنت ها وحتی ازدواج تخمیلی کنار بیاید .

وآقای محمد سیف زاده نیز باساخت فیلمی مشابه با نام آخرین تکسوار ایل  می کوشد بعضی رویدادهای تاریخی لرستان را در سرآغاز مدرنیته ایرانی با نگاهی مخالف نوگرایی به تصویر بکشد در این فیلم نام های غیر واقعی به جای مخالفان دو لت به کار می رود و حتی از سپهبد ا میر احمدی مامور امنیت بخشیدن به لرستان  هم خبری نیست  ودر دیگر اثر تلویزیونی سیف زاده که یک سریال بلند تلویزیونی بود کار گردان جز آه و ناله از فراموشی سنتها وچهره روستایی لرستان حرفی برای گفتن ندارداو در صخنه ای ازفیلم هایش به دست بازیگر ظروف مسی و روی را به رودحانه می دهد واین وداع تلخ  کارکردان باگذشته ای است که به آن افتخار می کند وهمین باعث می شود تا در اذهان بینند گان لرستان جامعه ای سنتی وروستایی جا بیافتد و چهره مدرن وامروزی لرستان را کسی نبیندگذر از ادبیات روستای برای کار گردان های ما بسیار سحت است ودر همین راستا مطبوعات استان هم از درج هر گونه نقد این آثار می ترسند و دوست دارند که سینما گران ما در همان حال و هوای روستایی باقی بمانند ودر ذهنیت این مردم تصویر امروزی لرستان وداع باگذشته های کوچ و کشاورزی سنتی وزمزمه ابیات شبانی است و تکلیف آوانگارد وحرکت به جلو برای هنر سینمادر لرستان چه می شود خدا می داند .

تنها با سرزمین آرزوهای وحید موساییان که نقدی بر سنت های غلط دارد و خاموشی در یا از این کارگردان می توان امید وار بود که کار گردانی هست تا چهره امروزی لر و لرستان را به تصویر بکشد

نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت توسط علی رضاکرمی(خرم آبادی)| |

پست مدرن تاریخ را نفی می کندوانکار گرااست وباهمه ادعای نوگراییش چیزی شبیه آنارشیسم هرج ومرج طلب پس از جنگ جهانی است

پست مدرن در نبرد با مفاهیم انسان گرایی ونفی تاریخ نا خواسته به ثبات تکثر گرایی وفرهنگ نقدوبازبینی کمک کرده است

این که پست مدرن ها گفته انددیگر ستمی نمیرودتاقیامی صورت گیردرا یورش آمریکا به عراق وافغانستان وقیام این مردم برعلیه امپریالیسم نفی کردسیاست پست مدرن با هنربرای هنر وادبیات پست مدرن بی ارتباط نیست.

همه چیز به سمت بی معنایی پیش رفته وهنر برای هنر دیگر باره نمود گرفته است.

آیا پست مدرن وهنر بازاری زبان بازی و ساختار شکن همان ادبیات خاموشی وخوشایند غربی ها برای مانیست تابگویند دیگر شرقی ها حرفی برای گفتن ندارند آیا اقبال پست مدرن های آمریکا به مولانا

خود بیانگر این نیست که باز یهای زبانی مولانا فراتر از پست مدرن امروز مارا به بطن معانی وهرمنوتیک وتاویل پذیری متن می برد

 

این هم یک نقاشی پست مدرن.....؟

خطاب به خانم سولماز برزگر در همین زمینه:

من هم می گویم پست مدر ن با یک تعریف  ایرانی  وبه دور از زبان باخته گی وبیگانه گی با بیان مردم خودمان بد که نیست گامی به پیش و گریز از رکود و بحران شعر و ادبیات هم هست ... چرا که با همه ادعای نو بودن این مکتب  جریان شعر مولانا سده ها پیش از این  معجزه ای از آن گونه که آرمان پست مدرن  امروزاست ارائه داده است.

نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت توسط علی رضاکرمی(خرم آبادی)| |

درمتون تاریخی پس از اسلام به نام لرستان   فیلی بر می خوریم  که معرب پهلوی است واین سرزمین از همدان تا خانقین وممدلی امتداد دارد.

وزبان شعر های باباطاهر راپهلوی یاهمین لری امروز دانسته اند

پهلوی به همراه زبان اوستایی ریشه فارسی امروز  هستند.

وباباطاهر شاعردوبیتی سرای قرن جهارم واوایل قرن پنجم است

ومعاصرطغرل سلجوقی .

بقعه ای   درخرم آباد به نام باباطاهرداریم  وباتوجه به این که از مقبره منسوب به بابا طاهر درهمدان تنها یک لوح قرانی مربوط به قرن هفتم  به دست آمده است  نمی توان ان را به باباطاهر که درقرن چهارم میزیسته نسبت داد.

در لرستان بابارا مرید شاه خوشین یا مبارک شاه می دانند

اوبه همراهی مبارک شاه راهی همدان پایتخت سلجوقی است که در این سفر مبارک شاه در رود گاماسیاب غرق می شود .وتاهنوز قلندران کنار این رود به یاد این واقعه تنبور می نوازند وعرفان زمزمه می کنند.

باباطاهر به طغرل می گوید با مردم آن گونه کن که خدا می گوید آن الله یوامر بالعدل والاحسان

وگفته اند باباطاهر بر سر بریده عین القضات حاضر می شود و می گوید برخیز مردان خدا این گونه نخوابند وسر راه افتاده تا این که در چاهی می افتد و....

وزمزمه چند دوبیتی از بابا طاهر:

دلی دیرم زعشقت گیج و ویژه

مژه برهم نهم خونابه ریژه

دل عاشق مثال چوب تر بی

سری سوزه سری خونابه ریژه

 

دلی دیرم دلی کزغم شکسته

چوکشتی بر لب دریا نشسته

همه گویند طاهر تار بنواز

صدا چون می دهد تار شکسته

.....................

 

نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت توسط علی رضاکرمی(خرم آبادی)| |

نیما که افسانه را نوشت به تقلید او شهریار در وصف طبیعت روستایی در آذر بایجان به نام حیدر بابا

شعری سرود که اگر راه نیما را می رفت شهریاری دیگر گونه بود و دریغا که ارتجاع ادبی اورا به راه دیگری رهنمون شد وشهریار تکرار مکرر حافظ شد که به قول فروزانفر این دیگر لطفی ندارد

چند بیتی از افسانه نیما

در شب تيره ديوانه اي كاو

دل به رنگي گريزان سپرده

در دره ي سرد و خلوت نشسته

همچو ساقه ي گياهي فسرده

مي كند داستاني غم آور

اي دل من،دل من،دل من

بي نوا،مضطرا قابل من

با همه خوبي و قدر و دعوي

از تو آخر چه شد حاصل من؟

جز سرشكي به رخساره غم

مي توانستي اي دل رهيدن

گر نخوردي فريب زمانه

آنچه ديدي،زخود ديدي و بس

هر دم از يك ره و يك بهانه

تا تو اي مست با من ستيزي

تا به سرمستي و غمگساري

با فسانه كني دوستداري

عالمي دايم از وي گريزد

با تو او را بود سازگاري

مبتلاي نيابد به از تو

مبتلايي كه ماننده ي او

كس در اين راه لغزان نديده

آه ديري است كاين قصه گويند:

از بر شاخه مرغي پريده

مانده بر جاي او آشيانه.

 

وحیدربا بای شهریار

دنیا همه دروغ و فسوس و فسانه شد

کشتی عمر نوح وسلیمان هم روانه شد

نا کام ماند هر که دراین آشیانه شد

وبالاخره من که از سریال شهریار کمال تبریزی راضی نیستم و یک کار مرده از آب در آمده شما چه

می گویید

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت توسط علی رضاکرمی(خرم آبادی)| |

                             مجموعه ی شعر شمایل گردان

کسی نیست که شاعر باشد و نصرت اله مسعودی را نشناسد ، از بچه های تاتر گرفته تا شعر وهمه و همه این مرد نازنین و دوست داشتنی را با آن سگرمه های همیشه  در هم کشیده اش دوست دارند . بی اجازه ی ایشان به معرفی او ومرور فعالیت هایش درهنرمی پردازم و امیدوارم اگر اشتباهی در موارد ذکر شده بود بر من ببخشاید . نصرت مسعودی از جمله هنرمندانی ست که اعتقاد به فعالیت تنها و تنها در یک ژانر خاص را ندارد . او ادبیات را گسترده تر از اینها می داند و هنر را همان آینه ی مولوی می داند که افتاد و شکست و هزار تکه شد . تکه ای شعر شد نصرت برداشت تکه ای تاتر شد نصرت برداشت تکه ای .... متاسفانه به خاطر به درازا کشیده شدن  این پست مجبور به کوتاه کردن مطلب هستم پس با هم مروری داریم به فعالیت های هنری ایشان و در پایان شعری از او را با هم می خوانیم :

نصرت مسعودی  حدود 27 تاتر را در کارنامه ی هنری خود دارد ایشان استاد تاتر هستند و حق بسیاری بر گردن تاتر استان دارند . از مجموعه نمایش های ایشان می توان به : دیب – خوان هشتم – بچه ی تابستان – رستوران – صدای سیمره (برگزیده دوم نمایشهای روستایی کل کشور) – وقتی گیاه گریه می کند – یک پیراهن و یکگ ویولن-معدنچیان – آی بی کلاه و آی با کلاه  - خواستگاری (اثر چخوف)- مضرات دخانیات (اثر چخوف) –آنجا که ماهی ها سنگ می شوند – خداحافظ اوربانوف  و.... که متاسفانه دقیقن نمی دانم در چند تاتر برگزیده ی کشوری بوده اند .

نصرت بازی در 9 فیلم کوتاه و بلند سینمایی راهم در کارنامه ی خود دارد از جمله : تنهایی درباد – آخرین تک سوار – یادهای ماندگار – یاد ایام – زیر آسمان نمک و ...

از فعالیت های نویسندگی  او چاپ 9 کتاب در حیطه ی نمایشنامه و شعر می باشد که 7 کتاب  مجموعه ی شعر بوده و 2 کتاب ِ نمایشنامه بوده است از کتاب های ایشان : به لهجه ی برگ و به بام آبان(کتاب برگزیده  ی کتاب استان )  – کی بر می گردی پارمیدا(برگزیده کتاب کنگره ی ملی شعر ایوار ) – شمایل گردان(برگزیده کتاب کنگره ی ملی شعر ایوار )  و...

او در قصه نویسی هم رتبه هایی را در کارنامه ی خود دارد از جمله « قصه ی مسافر مشکی پوش »برنده ی جشنواره ی کانون های ایران  و همچنین ردی بر برف فیلم نامه ی مشترک اوبا آقای جزایری   ست که  در جشنواره ی قصه نویسی روستاهای کل کشور رتبه دوم را به خود اختصاص داد . نصرت مسعودی همچنین  نقد ها و پژوهش هایی در بار ه ی شعر و شاعری نوشته است  که در روزنامه های سراسری کشور به چاپ  می رسیده و می رسد همچنین از به همکاری های او با مامک ، پوشه، عصر آدینه ، ایران ، وازنا ، والس ، سپنج، امضاء ، مانی و... می توان نام برد

ز او تشکر می کنم به خاطر شعر و اینکه اجازه می دهد او را به نام کوچک ِ بزرگش صدا کنم .با هم شعری از او را می خوانیم  

 

به دیدنت می آیم

بی گل ، بی شیرینی

و می بینی

آنقدر گیسوان تو را

ورق زده ام که تاریکم .

در من خیره می شوی

و می شوم ، آسمانی

که مشت مشت ستاره

به صورتش پاشیده باشند

اما باغ های در آ ستین اش

شرمسار سبد های خالی اند.

به دیدنت می آیم

بی گل ، بی شیرینی

و به دل نگیر

که مارا

چون پار

بیکار

خواسته اند

                                                                    «  ازمجموعه ی شمایل گردان  »

 

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت توسط علی رضاکرمی(خرم آبادی)|

به آخر رسیدن عصر علم در باور غرب عصرنسبی گرایی نظری را رقم زده است وما که خسته از این همه

قاعده ودر گریز از ساختارها وشالوده های خاص به این تن داده ایم غافل هستیم که این خود ارتباط دوباره با سوفسطاییان است که همه چیزی را در گفتار خود به سفسطه حق می دانستند

وسقراط را که با آنان از در ستیز درآمده بود به شوکران مرگ محکوم کردند

 

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت توسط علی رضاکرمی(خرم آبادی)| |

آل احمد از نوک پا تا موی سر فرنگی شدن وشی زدگی را غرب زدگی می دانست

در حالی که معنای غرب زدگی چیز دیگری است می توان در غرب زیست و غرب زده نبود ودر شرق اشراق ها سیر کرد

وبه قول نیچه خدا در باور غرب مادیت محور مرده است واین معنی در ست غرب زدگی است آل احمد اگر بود می توانست در ک امروزی وتازه ای از غرب زدگی ارائه دهد ومی توانست رمان وداستان های کوتاه مناسبی بنویسد می بینیم که مدیر مدرسه او خاطره نویسی اواست از مدیریت یک مدرسه و....

 

نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت توسط علی رضاکرمی(خرم آبادی)| |

کودکی را باخاطره انقلاب وجنگ شروع کردیم

هم تانک های ارتش را درخیابان های خرم اباد ۵۷ دیدیم وهم هواپیماهای جنگ  که شهر را بمباران می کردند وخطوط مرزی سومار و...

درموخره کتاب شعرم نوشتم :

بخوان شاعر

وهنوزآخرین خبرها

بوی خون وخاکستر می دهند

وامروز پس از ۹ سال از چاپ کتاب هنوزهم خبرهای خون وخاکستر جنگ را می شنویم .

راستی انتهای این سردر گمی های جنگ وخون ریزی برای انسان جنگ زده دوران ما کجاست؟

انتهای این پریشانی کجاست ؟

 

نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت توسط علی رضاکرمی(خرم آبادی)| |

چرا باهشدارفیلم سیصد بایدباحسرت به گذشته خودوفقدان آثارسینمایی بیا ندیشیم.چرا کورش را انگلیسی ها فیلم می کنند وماحتی از فیلم کردن داستان های شاهنامه عاجزیم.

ازداستان رستم درشاهنامه چند فیلم می شود ساخت:رستم واسفندیار- هفت خوان رستم و...

داریوش سوم سه جنگ با اسکندر داردودرفیلم اسکندر به راحتی این بیگانه وارد بابل پایتخت زمستانی هخامنشی   ها می شود چرا حماسه ایستا دگی داریوش سوم دربرابر اسکندر تا کشته شدن او را فیلم نکرده ایم.

ودرسوره روم به جنگ های پیاپی خسرو پرویز باروم اشاره می شود وما می بینم که خسرو صلیب مسیح را از اورشلیم به ایران می اورد

واززندگی  شاعری چون ناصر خسرو هم می توان براساس سفرنامه ناصر خسرو فیلم ساخت و....

 

نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت توسط علی رضاکرمی(خرم آبادی)| |

شعر من در گره خیال و عا طفه و تصویر طبیعت کوه و درخت و رود با آرمان های انسان دوستی و جهان وطنی عار فانه است و شاعر نهاد نا آرام  جهان است همان گونه که او کتاویو پاز گفت : "هر اتاقی مرکز جهان است "
 
 
نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت توسط علی رضاکرمی(خرم آبادی)|

درشعر دوره مدرنیته ایران این که شاعران چه بگویند ومردم چه می خواهند دوره فترت وبه قولی دوره بحرانی شعر فارسی را رقم زده است.بازبان باخته گی درشعر نیز مواجه ایم وشعرگریز ازبی معنایی به معنا است.

وبه جوهره شعر اندیشیدن. نه به تکنیک. البته نه با معیارهای پست مدرن که مکتبی زودگذراست

بایدبه دنبال مکتبی تازه بود

نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت توسط علی رضاکرمی(خرم آبادی)| |


Design By : Night Skin