تبليغاتX
....شعر وادبیات.......


....شعر وادبیات.......

علی رضاکرمی - خرم آبادی

درحالی که دردولت های سازندگی واصلاحات وبعدازآن لرستان با تجربه مدیران بومی بعضی نا کامی ها نصیبش شده از جمله واگذاری بخش الوار گرمسیری به خوزستان در دولت سازندگی و عنوان کردن طرح طوبی ودرختکاری به جای صنایع مادر در دوره اصلاحات و بالاخره تامین آب قم رود از سرچشمه های دز در لرستان همه به خاطر بومی نبودن استانداران در این خطه رخ داده است .

لرستان تمدن های کهن ونقش هایی از حضور انسان نخستین در دل غارها و دامان طبیعتش و ده ها آثار باستانی که حتی برای معرفی آن به مردم ایران کوتاهی می شود تا چه رسد به جهانی شدن

لرستانی که با بهره گیری از بستر سیمره رود و منابع طبیعی و معادنش می تواند در رونق اقتصادی و کار آفرینی نه تنها برای این دیارکه برای همه ایران نقش مهمی داشته باشد چرا چهره فقر زده ای دارد

چرا لرستان بعداز جنگ را فراموش کرده ایم واز دلاوری های لشگر ۸۴ ولشگر ۵۷ابوالفظل لرستان سخن نمی رود کمتر استانی دولشگر جنگی ارتش و سپاه را در جنگ داشت و اگر از شهیید زین الدین و شهید محمد بروجردی یادی می شود به خاطر مهاجرت خانواده هایشان از این استان است

وامروز نیز عنوان کردن گزینه های غیر بومی برای مدیریت این دیار آزار دهنده است کرمرضا پیریایی و درو یشونداز مردم لرستان که در معاونت های  ریاست جمهوری و وزارت دفاع دولت نهم  فعالیت های چشمگیری داشته اند می توانند گزینه های بومی استانداری لرستان باشند 

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت توسط علی رضاکرمی(خرم آبادی)| |

صدای لحظه های سرشار وهم می آید

اندوه کدام قصه می چشانی ام

که ازاین پیاله آواز ققنوس می شنوم

مرا از مسیر درختان حماسه عبور می دهی

رگ های طنین تو خونی باستانی دارد

وزندگی تشنه کلامی است

چیزی بگو مسافر

ازتفسیر زیبای پدیده ها

کنار این حس 

وتوحیران ماه بی تغزل

به آهنگ گیاهی ناشناس دل داده ای

چه ساده مرا شعله ور اسطوره می خواهی

ومن سیاوش لحظه های پاکی ام

در غفلت لحظه هایی که عبور زندگی است

                                                راه را می شناسم

ردپای توراکودکان بی قایق مصر بر کناره نیل دیده اند

باد از لای شاخه های نارنج صدایت میزند

چیزی با آب زمزمه می کنی

که خاطرت از تشنه گی ستیز رها شود

وبادها هیچ رازی ازنیستی نمی گویند

نه این بادها بوی بابونه نمی دهند

ودست های احساس

کنار خاک زیتون زار

به خواب مرگ رفته اند

ببین نخل های بصره

چقدر به گویش بدوی ات تشنه اند

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت توسط علی رضاکرمی(خرم آبادی)| |


Design By : Night Skin