....شعر وادبیات.......
علی رضاکرمی - خرم آبادی
وهمین غربیان تاریخ را در پسامدرنی که خود تعریف می کنند به پایان می رسانندچرا که درپسامدرن رویایی غرب سرمایه داری پایان تاریخ است آنها در وهم ساختار گریز خود از پیوند حلقه های تاریخی فاصله گرفته اندو پسامدرن رهایی انسان را به مسخره گرفته و آن را ناممکن می داند. پسامدرن در وهم خود سیاست را با پیروزی بزرگ خود کنار می نهد وهم ازاین رو انبوهی از هنر و ادبیات بی قید وبند و سر شار از ابتذال را رقم زده است وبر خلاف ایده پسا مدرن ها انسان به سمت شادمانی پیش که نرفته هیچ بلکه بسیار سترگ و ستیزه جو شده است واین یعنی ایستادن در برابر قدرت بی شکستی که پسامدرن آن را سرمایه داری می داند پسامدرن دعوی ادبیات بازی های زبانی دارد و برای نظم بخشیدن به متون خود چاره ای جز بیان پسا سا ختار گرایی هم ندارد واین ما را به سمت متن های آزاد وبی قید دستور زبان و آرایه ها می برد. واتوپیای شاعرانه ای که تاریخ وحقایق تلخ و حکایت های سر کوب وخون ریزی هایش را در اذهان به فراموشی می سپرد تنها به سمت مطالعات فرهنگی و ارتبا طات جمعی رفتن خود نوید رهایی از مکاتبی است که رهایی را در قاموس بشریت و غرب انحطاط یافته ناممکن خوانده اند . ساده ترین راه مطالعه بومی فرهنگ ها ااست وباز سرایی ابیات شبانی وحتی شعر شاعران ناشناخته بومی که جهان دیگری از داده های فرهنگی رقم بخورد و باز گشت به این شعر اوکتاو یو پاز که هر اتاقی مرکز جهان است واین بومی شدن بازگشتی به خانه پدری اخوان ثالث نیست بلکه رویکردی بومی به پس از مدرنیته است چرا که پسا مدرن هم می خواهد از این همه مدرن مدرن خواندن ها به سمت قرائت دیگر برود و پوست بیاندازد وما دنبال تعبیری خودمانی ومتکی بر فرهنگ بومی از این پس از مدرنیته هستیم ودر غرب نیز پست مدرن ها به بازخوانی فرهنگ ها روی آورده اند امادر کل غلامرضایی نه تنها سنت های غلط را رد نمی کند بلکه به بیننده القا می کند که این سنت ها اصیل است مثلا باوجود قانون باید چند نفر بیگناه هم قربانی در گیری های عشیره ای و تقاص شوند ودر نامزدی هم باید یک جوان باهمه سنت ها وحتی ازدواج تخمیلی کنار بیاید . وآقای محمد سیف زاده نیز باساخت فیلمی مشابه با نام آخرین تکسوار ایل می کوشد بعضی رویدادهای تاریخی لرستان را در سرآغاز مدرنیته ایرانی با نگاهی مخالف نوگرایی به تصویر بکشد در این فیلم نام های غیر واقعی به جای مخالفان دو لت به کار می رود و حتی از سپهبد ا میر احمدی مامور امنیت بخشیدن به لرستان هم خبری نیست ودر دیگر اثر تلویزیونی سیف زاده که یک سریال بلند تلویزیونی بود کار گردان جز آه و ناله از فراموشی سنتها وچهره روستایی لرستان حرفی برای گفتن ندارداو در صخنه ای ازفیلم هایش به دست بازیگر ظروف مسی و روی را به رودحانه می دهد واین وداع تلخ کارکردان باگذشته ای است که به آن افتخار می کند وهمین باعث می شود تا در اذهان بینند گان لرستان جامعه ای سنتی وروستایی جا بیافتد و چهره مدرن وامروزی لرستان را کسی نبیندگذر از ادبیات روستای برای کار گردان های ما بسیار سحت است ودر همین راستا مطبوعات استان هم از درج هر گونه نقد این آثار می ترسند و دوست دارند که سینما گران ما در همان حال و هوای روستایی باقی بمانند ودر ذهنیت این مردم تصویر امروزی لرستان وداع باگذشته های کوچ و کشاورزی سنتی وزمزمه ابیات شبانی است و تکلیف آوانگارد وحرکت به جلو برای هنر سینمادر لرستان چه می شود خدا می داند . تنها با سرزمین آرزوهای وحید موساییان که نقدی بر سنت های غلط دارد و خاموشی در یا از این کارگردان می توان امید وار بود که کار گردانی هست تا چهره امروزی لر و لرستان را به تصویر بکشد

| Design By : Night Skin |


