تبليغاتX
علی رضا کرمی....شعر وادبیات.......

علی رضا کرمی....شعر وادبیات.......

درخت

از شعله می شکفد

 دل واپس هزار ترانه از یادرفته

کنار خواب باروت

وزمینی

سوخته رویای انار

میوه خدای جنگ وخون

کبوتر بابونه به منقار

پیامبر صلح

وکودکان خنده

بی خیال روزی که دست روزگار ازهم جداشان می کند

بی یارای چشم گشودن به سال های سخت

روزهایی از دلهره سنگ

وترس سرکشی دزدان دریایی

وهی غروب آب های دور

آفتاب  برآمدن از پیاله شرابی

 

نوشته شده توسط علی رضاکرمی(خرم آبادی) در چهارشنبه سوم مهر 1387 ساعت | لینک ثابت |

درمتون تاریخی پس از اسلام به نام لرستان   فیلی بر می خوریم  که معرب پهلوی است واین سرزمین از همدان تا خانقین وممدلی امتداد دارد.

وزبان شعر های باباطاهر راپهلوی یاهمین لری امروز دانسته اند

پهلوی به همراه زبان اوستایی ریشه فارسی امروز  هستند.

وباباطاهر شاعردوبیتی سرای قرن جهارم واوایل قرن پنجم است

ومعاصرطغرل سلجوقی .

بقعه ای   درخرم آباد به نام باباطاهرداریم  وباتوجه به این که از مقبره منسوب به بابا طاهر درهمدان تنها یک لوح قرانی مربوط به قرن هفتم  به دست آمده است  نمی توان ان را به باباطاهر که درقرن چهارم میزیسته نسبت داد.

در لرستان بابارا مرید شاه خوشین یا مبارک شاه می دانند

اوبه همراهی مبارک شاه راهی همدان پایتخت سلجوقی است که در این سفر مبارک شاه در رود گاماسیاب غرق می شود .وتاهنوز قلندران کنار این رود به یاد این واقعه تنبور می نوازند وعرفان زمزمه می کنند.

باباطاهر به طغرل می گوید با مردم آن گونه کن که خدا می گوید آن الله یوامر بالعدل والاحسان

وگفته اند باباطاهر بر سر بریده عین القضات حاضر می شود و می گوید برخیز مردان خدا این گونه نخوابند وسر راه افتاده تا این که در چاهی می افتد و....

وزمزمه چند دوبیتی از بابا طاهر:

دلی دیرم زعشقت گیج و ویژه

مژه برهم نهم خونابه ریژه

دل عاشق مثال چوب تر بی

سری سوزه سری خونابه ریژه

 

دلی دیرم دلی کزغم شکسته

چوکشتی بر لب دریا نشسته

همه گویند طاهر تار بنواز

صدا چون می دهد تار شکسته

.....................

 

نوشته شده توسط علی رضاکرمی(خرم آبادی) در چهارشنبه سوم مهر 1387 ساعت | لینک ثابت

هلا یا هو برا ای ماه نو ای شمس  تبریزی

چه می ترسی پروبالت بسوزد فتنه انگیزی

نه من تابت نمی آرم ودنبالت نخواهم کرد

هلاای عشق رودی تازه از باران پاییزی

واین جا مردمی از مهربانی شعرها دارند

وافسونشان نخواهد کرد جنگ هیچ چنگیزی

قلندر باز یاهو کن برا چرخی بزن یاهو

سکوت سرد بس کن هین که پر آشوب برخیزی

هلا یا هو علی مولای درویشان صدایم کن

برقص ای شعر ای شاعر که از این عشق لبریزی

پر از اشک است وآه بی نوایان روز گار سنگ

بیا اسطوره پا کی که خون دیو می ریزی

نوشته شده توسط علی رضاکرمی(خرم آبادی) در جمعه یکم شهریور 1387 ساعت | لینک ثابت

غرب سرگشته گی وانحطاط را اشپنگلر از جنگ جهانی اول بر سرزبان ها انداخت  با کتابی با همین عنوان انحطاط غرب وبعداز آن پایان دوره مدرنیته  و سرآغاز پسامدرن را دیگر روشنفکران غرب مد می کنند ..

وهمین غربیان تاریخ را در پسامدرنی که خود تعریف می کنند به پایان می رسانندچرا که درپسامدرن رویایی غرب سرمایه داری پایان تاریخ است آنها در وهم ساختار گریز خود از پیوند حلقه های تاریخی فاصله گرفته اندو پسامدرن رهایی انسان را به مسخره گرفته و آن را ناممکن می داند.

پسامدرن در وهم خود سیاست را با پیروزی بزرگ خود کنار می نهد وهم ازاین رو انبوهی از هنر و ادبیات بی قید وبند و سر شار از ابتذال را رقم زده است

وبر خلاف ایده پسا مدرن ها انسان به سمت شادمانی پیش که نرفته  هیچ بلکه بسیار سترگ و ستیزه جو شده است واین یعنی ایستادن  در برابر قدرت بی شکستی که پسامدرن آن را سرمایه داری می داند

پسامدرن دعوی ادبیات بازی های زبانی دارد و برای نظم بخشیدن به متون خود چاره ای جز بیان پسا سا ختار گرایی هم ندارد واین ما را به سمت متن های آزاد وبی قید دستور زبان و آرایه ها می برد.

واتوپیای شاعرانه ای که تاریخ وحقایق تلخ و حکایت های سر کوب  وخون ریزی هایش را در اذهان به فراموشی می سپرد

تنها به سمت مطالعات فرهنگی و ارتبا طات جمعی رفتن خود نوید رهایی از مکاتبی است که رهایی را در قاموس بشریت و غرب انحطاط یافته ناممکن خوانده اند .

ساده ترین راه  مطالعه بومی فرهنگ ها ااست وباز سرایی ابیات شبانی وحتی شعر شاعران ناشناخته بومی که جهان دیگری  از داده های فرهنگی رقم بخورد و باز گشت به این شعر اوکتاو یو پاز که هر اتاقی مرکز جهان است

واین بومی شدن بازگشتی به خانه پدری اخوان ثالث نیست بلکه رویکردی بومی به پس از مدرنیته است چرا که پسا مدرن هم  می خواهد از این همه مدرن مدرن خواندن ها به سمت قرائت دیگر برود و پوست بیاندازد وما دنبال تعبیری خودمانی ومتکی بر فرهنگ بومی از این

پس از مدرنیته هستیم ودر غرب نیز پست مدرن ها به بازخوانی فرهنگ ها روی آورده اند

نوشته شده توسط علی رضاکرمی(خرم آبادی) در شنبه دوازدهم مرداد 1387 ساعت | لینک ثابت |

ناصر غلامرضایی با ساخت فیلم های خون بس ونامزدی چهره ای  روستایی وسنت زده از لرستان ارائه می دهد واگر استفاده درست از زبان لری برای این کار گردان نکته مثبتی باشد باید گفت که در داستان های امروزی هم می توان اززبان مردم لرستان به طور صحیح استفاده کرد .

امادر کل غلامرضایی نه تنها سنت های غلط را رد نمی کند بلکه به بیننده القا می کند که این سنت ها اصیل است  مثلا باوجود قانون باید چند نفر بیگناه هم قربانی در گیری های عشیره ای و تقاص شوند ودر نامزدی هم باید یک جوان باهمه سنت ها وحتی ازدواج تخمیلی کنار بیاید .

وآقای محمد سیف زاده نیز باساخت فیلمی مشابه با نام آخرین تکسوار ایل  می کوشد بعضی رویدادهای تاریخی لرستان را در سرآغاز مدرنیته ایرانی با نگاهی مخالف نوگرایی به تصویر بکشد در این فیلم نام های غیر واقعی به جای مخالفان دو لت به کار می رود و حتی از سپهبد ا میر احمدی مامور امنیت بخشیدن به لرستان  هم خبری نیست  ودر دیگر اثر تلویزیونی سیف زاده که یک سریال بلند تلویزیونی بود کار گردان جز آه و ناله از فراموشی سنتها وچهره روستایی لرستان حرفی برای گفتن ندارداو در صخنه ای ازفیلم هایش به دست بازیگر ظروف مسی و روی را به رودحانه می دهد واین وداع تلخ  کارکردان باگذشته ای است که به آن افتخار می کند وهمین باعث می شود تا در اذهان بینند گان لرستان جامعه ای سنتی وروستایی جا بیافتد و چهره مدرن وامروزی لرستان را کسی نبیندگذر از ادبیات روستای برای کار گردان های ما بسیار سحت است ودر همین راستا مطبوعات استان هم از درج هر گونه نقد این آثار می ترسند و دوست دارند که سینما گران ما در همان حال و هوای روستایی باقی بمانند ودر ذهنیت این مردم تصویر امروزی لرستان وداع باگذشته های کوچ و کشاورزی سنتی وزمزمه ابیات شبانی است و تکلیف آوانگارد وحرکت به جلو برای هنر سینمادر لرستان چه می شود خدا می داند .

تنها با سرزمین آرزوهای وحید موساییان که نقدی بر سنت های غلط دارد و خاموشی در یا از این کارگردان می توان امید وار بود که کار گردانی هست تا چهره امروزی لر و لرستان را به تصویر بکشد

نوشته شده توسط علی رضاکرمی(خرم آبادی) در سه شنبه یکم مرداد 1387 ساعت | لینک ثابت |

پست مدرن تاریخ را نفی می کندوانکار گرااست وباهمه ادعای نوگراییش چیزی شبیه آنارشیسم هرج ومرج طلب پس از جنگ جهانی است

پست مدرن در نبرد با مفاهیم انسان گرایی ونفی تاریخ نا خواسته به ثبات تکثر گرایی وفرهنگ نقدوبازبینی کمک کرده است

این که پست مدرن ها گفته انددیگر ستمی نمیرودتاقیامی صورت گیردرا یورش آمریکا به عراق وافغانستان وقیام این مردم برعلیه امپریالیسم نفی کردسیاست پست مدرن با هنربرای هنر وادبیات پست مدرن بی ارتباط نیست.

همه چیز به سمت بی معنایی پیش رفته وهنر برای هنر دیگر باره نمود گرفته است.

آیا پست مدرن وهنر بازاری زبان بازی و ساختار شکن همان ادبیات خاموشی وخوشایند غربی ها برای مانیست تابگویند دیگر شرقی ها حرفی برای گفتن ندارند آیا اقبال پست مدرن های آمریکا به مولانا

خود بیانگر این نیست که باز یهای زبانی مولانا فراتر از پست مدرن امروز مارا به بطن معانی وهرمنوتیک وتاویل پذیری متن می برد

 

این هم یک نقاشی پست مدرن.....؟

خطاب به خانم سولماز برزگر در همین زمینه:

من هم می گویم پست مدر ن با یک تعریف  ایرانی  وبه دور از زبان باخته گی وبیگانه گی با بیان مردم خودمان بد که نیست گامی به پیش و گریز از رکود و بحران شعر و ادبیات هم هست ... چرا که با همه ادعای نو بودن این مکتب  جریان شعر مولانا سده ها پیش از این  معجزه ای از آن گونه که آرمان پست مدرن  امروزاست ارائه داده است.

نوشته شده توسط علی رضاکرمی(خرم آبادی) در شنبه بیست و دوم تیر 1387 ساعت | لینک ثابت |

هلاکوخان که از سال ۶۵۱ قمری عنوان ایلخان ایران را دارد بادر خواست از اتابکان لر برای حمله به بغداد وبا پاسخ مثبت اتا بکان  از دو مسیر یکی تبریز و دیگری سپاه اتابکان لردرمرز  با عراق  لشگرهای ایران را وارد بغداد می کند که در بغداد به او یاداور می شوند که یعقوب لیث ودیگرا ن که قصد کشتن خلیفه را داشتند به چه عذابی  گرفتار شدند و این که ریختن خون خلیفه گناه بزرگی است  وهلاکو می گوید من خون خلیفه رانمی ریزم ودستور می دهد تا مستعصم خلیفه عباسی را در نمد بپیچند که به این ترتیب آخرین خلیفه عباسی می میرد وراه برای استقلال ایرانیان باز می شود

ایوان مداین(طاق کسری) در نزدیکی بغداد

نوشته شده توسط علی رضاکرمی(خرم آبادی) در دوشنبه هفدهم تیر 1387 ساعت | لینک ثابت |

زوبین خون آلود از چنگ زهره بیرون کشیدیم

نغمه مان را هم آهنگی نکرد

بانویی که خاطره زلالش را

به شستشوی خاک ها بر د

یاد زلالش

در نفیر حنجره مان قطره قطره شد 

کدامین سوی گریخته بودند

رهزنان بی تبار

با قاچ ماه

که این نیمه ترس نوشیده

خون بر گیسوان سوگواران می گریست

نوشته شده توسط علی رضاکرمی(خرم آبادی) در چهارشنبه پنجم تیر 1387 ساعت | لینک ثابت |

درباره وبلاگ
علی رضا کرمی _ خرم آبادی
شاعر و نو یسنده _ لیسانس فلسفه

تمامی اشعار ومطالب وبلاگ اثرقلم این جانب علی رضا کرمی بوده واین را به علت پرسش های خوانندگان می گویم همچنین همه حقوق برای نویسنده محفوظ است
شعر من در گره خیال و عا طفه و تصویر طبیعت کوه و درخت و رود با آرمان های انسان دوستی و جهان وطنی عار فانه است و شاعر نهاد نا آرام جهان است
درباره هرگونه اظهار نظر مشکوک و دروغین با نام و نشان من به این جانب خبر دهید من جز در باره شعر وادبیات در هیچ وبلاگی نظر نمی دهم

آثار چاپ شده
سپیده در باغ های اردیبهشت
شماره تماس:09166674830
فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
پیوندهای روزانه
بلاگفا
دانشگاه لرستان
loor.ir
اعتماد ملی
لرنا
گوگل
آفتاب
تمام پیوندها
نوشته های پیشین
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آرشیو موضوعی
شعر
نقد وادبیات
لر وخرم آباد
پیوندها
ایرنا
لرستان عراق
بامداد لرستان
علی ز یودار
و یسکرمی
وحید نجفی
ساسان
عبد الر ضا شهبازی
نسل تازه
اسکیمو
سلاح ورزی
دریکوند
فرشید
دکتر بیات
سید مهدی موسوی
جایدری
ماداکتو
شادی
حامد
سحر
دکترامید مسعودی
شاهرخ
رستگار
وبلاک قدیمی من
میرانی-دهلران
marzieh
رادپور
هوشنگ حبیبی
بهمن
دکتر دشمن زیاری
قالب بلگفا

طراح قالب
طراحی ودانلود قالب وبلاگ

کلیه ی مطالب وبلاگ 5171350 محفوظ است و کوپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز است. طراحی شده توسط یاس دیزاین